احمد مجد الاسلام كرمانى

مقدمه 6

سفرنامه كلات ( فارسى )

شد به اين معنى كه جمعى از طلاب در تحت قيادت يكنفر از رؤساى معمم اصفهان به مدرسه هجوم آورده و معلمين ، مدير و شاگردان را به قدر طاقت زده و از محيط مدرسه خارج ساختند . مرحوم مجد پس از اين حادثه نااميد نشده و با روزنامه‌هاى فارسى كه در كشورهاى عربى و هندوستان منتشر ميشد از قبيل ثريا و حبل المتين و پرورش رابطه پيدا كرده و مقالاتى بامضاى مستعار براى جرايد فوق نوشته و بر مخالفين آزادى سخت ميتاخت . مرحوم ظل السلطان حاكم وقت اصفهان از مقالاتى كه مجد در مجلات و روزنامه‌هاى خارجى مينوشت مستحضر شد و در صدد آزار و اذيت او برآمد و اين كار بدست امام جمعه وقت آميرزا هاشم كه با آزاديخواهان كينه و عداوت بخصوص داشت انجام گرفت . امام جمعه مجد را در منزل خود برده و تهديد بقتل نمود و اظهار داشت چون يك نسخه از رؤياى صادقه نزد تو ديده شده بنابراين مسلم است كه تو مؤلف كتاب مزبور و بابى ميباشى ، تا بالاخره در اثر مداخله حضرت حجة الاسلام آقا شيخ نور اللّه و پرداخت چهل تومان جريمه مرخص گرديد . مرحوم مجد چون محيط اصفهان را مطابق با ذوق و سليقه خود نيافت بناچار بار سفر بسته و عازم تهران گرديد ولى گماشتگان ظل السلطان او را از مورچه خورت برگرداندند تا آنكه مجبور شد با لباس مبدل از بيراهه خود را به تهران برساند . زندگانى سياسى مجد : پس از عزل اتابك و نصب عين الدوله بصدارت وعده‌هائى بمردم داده شد و تا اندازه‌اى آنان را به آزادى و اصلاحات اميدوار نموده بود ولى چون چندى گذشت و از آنچه كه وعده داده بودند خبرى نشد ؛ سروصداى مردم بيشتر گرديد مرحوم مجد براى هدايت مردم و تنوير افكار عمومى تصميم به انتشار روزنامه‌اى گرفت و چون حكومت عين الدوله با صدور امتياز روزنامه موافق نبود بناچار با مرحوم اديب الممالك فراهانى در نگارش نامه ادب شركت نمود .